آقا محمد علي كرمانشاهي
41
مقامع الفضل
فهميدهاند كه معاوضهء مذكوره را برهم زدهاند باغ را بدهند ؛ لكن آنچه از قيمت آن يا عوضى را كه سابق گرفته ، اگر اضافه از حقوق آن زوجه باشد ، وورثه راضى نشوند از ثلث حساب كنند ، واللّه العالم . سؤال مه [ 45 ] : ما معرب اعرابه وحرفه كلاهما في الوصل محذوفان ؟ جواب : هو نحو : قاض ، فتأمّل . سؤال مو [ 46 ] : زيد در حين حيات ؛ صبيّهء خود را به عمرو داده ، ووصيّت نموده كه : آنچه متروكات دارد ؛ يك حصّه از عمرو ودو حصّه را باقي ورثه حصّه نمايند ، ودو تخته از باغچه ، ودو باب از خانه نيز به ضعيفهء خود داده ، الحال عمرو آمده ادّعاء مىنمايد كه : تركه را حصّه مىنمايم ، وحصّهء زوجهء خود را نيز مىخواهم ، ودو تختهء باغ ودو باب خانه را هم حصّه مىنمايم . جواب : آنچه را به ضعيفه داده ، اگر در حال حيات به أو داده به عوض طلبش ، يا به أو بخشيده ، هرچند كه حقّى بر شوهر نداشته باشد ؛ ودر صورت هبه در حين حيات به قبض وتصرّف أو داده - هرچند كه اين أمور در مرض موت واقع شده ، لكن با فهم وشعور آن شخص بوده باشد - آن چيز مختصّ آن زن است وعمرو را به در آن حقّى نيست . واگر در حال حيات به أو نداده است ، يا در صورت هبه به قبض أو نداده با فهم وشعور ، پس اگر وصيّت كرده است كه : بعد از مردن به أو بدهند به عوض مهر ، يا حقّ مالي ديگر - كه بر ذمّهء شوهر داشته - وآن چيز زيادة از حقّ آن زن نباشد ، نيز عمرو را در آن حقّى نيست . وهمچنين اگر چنانچه - تبرّعا - وصيّت نموده كه به آن زن بدهند ، بدون آنكه عوض حقّ مالي باشد وعمرو بعد از اطّلاع به آن وصيّت راضى شده باشد . واگر به آن وصيّت راضى نشده در صورت تبرّع ، يا آن چيز زيادة بر حقّ آن زن باشد وعمرو به آن وصيّت راضى